|
در روستای ما به علت گستردگی جمعیت فامیل ها و نام های خانوادگی زیادی وجود دارد.
البته خانواده هایی هم هستند که شهرت مشترک دارند اما نسبتی با یکدیگر نداند. نام های خانوادگی روستای یاتان : بیرامی محمدی اکبری پایانی کرامتی شناور ابراهیمی این نام های خانوادگی هم توسط دوستان یادآوری شده است.تیرماه ۸۹ صفر خانی ضیایی فتحی شریفی ذاکری فلکی عباسی سلیمی نجفی غنی شاهبداغی عزیزی فیروز هاشمی فرجی محمدخانی رحیمی کرمی چایلو احمدی غني لو معصومي
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:31  توسط رضا صفري
|
سلام بر پرچم وعلم برنامه عزاداری هیئت متوسلین به چهارده معصوم ع -یاتانی های مقیم جنوب غرب تهران-هرشب از ساعت 8الی11شب برگزار می گردد. ![]() ![]()
شب جمعه
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 17:29  توسط رضا صفري
|
سلام
اين خبر داغ داغه وتازه از تنور دراومده : هفته هاي قبل؛در هيئت چهارده معصوم(ياتاني هاي مقيم غرب تهران) زمزمه هايي بود مبني براين كه براي برگزاري جلسات هفتگي قرائت قرآن ودعاي توسل بهتر است ساختماني خريداري شود تا اين هيئت در منازل وبه صورت گردشي برگزار نشود. قسمت جالب خبر اين است كه: يكي از اعضاي هيئت كه درجند جلسه آخر حضور نداشت وهيچ اطلاعي از اين صحبت ها نداشت؛خوابي مي بيند وبا اعضاي هيئت تماس مي گيرد وموضوع را مطرح مي نمايد.اين برنامه پوشيده ماند تا اين كه ديشب۵/۷/۹۰هيئت برگزار شد.پس از قرائت قرآن ودعاي توسل اين عزيز فرمودند :در خواب ديدم اعضاي هيئت قبض هايي چاپ كرده ، كمك مردمي براي امر خيري جمع آوري مي نمايند. درضمن خواب ديده اند؛ هم ولايتي ها به ديدار آقاي محمد ميرزايي مي روند تا ايشان رابراي سفر حج راهي نمايد. جالب است بدانيد اين دوهفته آخر هيئت در منزل آقاي محمد ميرزايي برگزار گرديد. ايشان پس ازاين خواب با اعضاي هيئت تماس گرفتند وخبردار شدندقرار است براي برگزاري جلسات قرآني هيئت،ساختماني خريداري شود.اين هم ولايتي عزيزمان پس از پرس وجو،خيري راشناسايي نموده اند كه حاضر است مبلغ قابل توجهي را براي اين امر خير اختصاص دهد. پس از سخنان اشان در جلسه هيئت شور خاصي حاكم شدوهمه اين موضوع را به فال نيك گرفتند وقرارشد بادعوت همه اعضاي هيئت وبرگزاري جلسه عمومي ،موضوع مطرح شده جديت بيشتري پيگيري شود.اين جلسه سه هفته ديگر برگزار مي گردد. انشاءا...
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 11:55  توسط رضا صفري
|
نمی دانم هر دفعه که می بینمت ...تو زیباتر می شوی یا من عاشق تر...... لبریزتر از هزار پیمانه شدیم دیوانهتر از هزار دیوانه شدیم دیدیم گلی به روی ما میخندد از پیله درآمدیم و پروانه شدیم وقتی دل تنها کالایی است که خداوند شکسته ی آن را می خرد.... گفتم دوست دارم....نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟؟
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد،
ما هم شكسته خاطر و ديوانه بوده ايم/ما هم اسير طره ي جانانه بوده ايم//ما هم به روزگار جواني ز شور عشق/روزي رفيق ساغر و پيمانه بوده ايم ..."
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان کرديم عاشقي عاشق باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش و به مهرباني مهر بورز. با آشتي اشتي کن و از جدايي جدا باش. زندگي يعني بازي. سه ، دو ، يک … سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي… بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي اشکاتو پاک کن همسفر گاهي بايد بازي رو باخت اما اينو يادت باشه باز مي شه زندگي رو ساخت ما واسه هم مثه کتاب میمونيم. وقتی به انتها میرسي میرن سراغ یکی دیگه پس مراقب باش به دست هرکس ورق نخوری مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟ بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند: 1_گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. 2_قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. 3_چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. 4_با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. 5_خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارن بياييدکمترخطوط قلبمان را اشغال کنيم. شايد خداپشت خط باشد. چارلي چاپلين: در دنيا جاي کافي براي همه هست پس به جاي اينکه جاي کسي را بگيري سعي کن جاي خودت را پيدا کني من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسور محمد حسابي یک نفر ... یک جایی ... تمام رویاهاش لبخند توست ... و زمانی که به تو فکر می کنه ... احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه ... پس هر گاه احساس تنهایی کردی ... این حقیقت رو به خاطر داشته باش ... یک نفر ... یک جایی ... در حال فکر کردن به توست چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهاييست ببين مرگ مرا در خويش که مرگ من تماشاييست میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخند عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست
نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد دکتر علي شريعتي: به سه چيز تکيه نکن ، غرور ، دروغ و عشق. آدم با غرور ميتازد، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد بخون به سلامتي هر چي عاشقه 1- به سلامتي سه كس : غريب ، تنها ، بي كس 2- به سلامتي گاو چون كه نگفت من ، گفت ما ?- به سلامتي كرم خاكي به خاطر خاكي بودنش ?- به سلامتي خيار به خاطر اينكه يار داره 5- به سلامتي شلغم به خاطر اينكه غم داره 6- به سلامتي كلاغ ، هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه 7- به سلامتي ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن 8- به سلامتي شمع که تا آخرش به پات ميسوزه
فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرا فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره دل دل بیقرارتو، توو سی - نه آروم بگیره نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:59  توسط رضا صفري
|
یادواره شهدا
یادواره ۱۵۰ شهید دهستان کوهپایه در روستای یاتان برگزار می گردد. این خبری بود که سه شنبه شب در هیئت چهارده معصوم یاتانی های مقیم غرب تهران اعلام شد. دعوت نامه ها وپوستر هایی هم به اعضای هیئت داده شد تا به هرکسی که می بینند اطلاع رسانی کنند. عنوان یادواره این است: مجاهدان خاموش همزمان با سی ویکمین سالگرد هفته دفاع مقدس یاد وخاطره شهدای جنگ تحمیلی را گرامی می داریم. سخنران:فرمانده سپاه روح ا... استان مرکزی سردار ابوحمزه مداح روایتگرسیره شهدا: حاج حسین کاجی محل برگزاری : شهرستان ساوه - بخش نوبران - روستای یاتان . زمان برگزاری: پنج شنبه ۱۷ شهریور ماه ۹۰ ساعت ۱۰ الی ۱۴
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 12:34  توسط رضا صفري
|
برای طرح ریاست جمهوری مبنی برتغییرنام استان مرکزی پیشنهاد زیبایی مطرح نماییم.
گروهی از دوستان پیشنهاد نموده اند استان چمران پیشنهاد پسندیده ای است.از دوستان خواهش می کنم،در مورد پیشینه وفضایل شهید چمران وفعالیت هاوخدمات آن بزرگوار اطلاعاتی به ما ارائه نمایند تا بتوانیم در وبلاگمان برای این نام؛ تبلیغات مفید وشایسته انجام دهیم.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 13:58  توسط رضا صفري
|
سلام برعزیزان
درآخرین شماره ویزه نامه سرچشمه بزرگواری(به نام آقای رضا غنی لو )سرمقاله ای نوشته بود.شاید برای ما زیاد خوشایند نبوده باشد.ولی باید با انصاف سخن بگوییم:درد جامعه ما را به خوبی بیان کرده بود.وقتی به روستا می رویم زیبایی های زیادی می بینیم .پیشرفت وتوسعه روستا وامکانات جدید باعث شادی ما می شود وخداراشکر می کنیم که مردم روستایمان راحت تر زندگی می کنند.اما مسایل آزار دهنده ای هم وجود دارد.از جمله باغ هایی که بی سرپرست مانده اند.از بعضی باغ های انگور فقط علف هرز مانده وشاید سخت باشد تشخیص دهیم این جا باغ انگوری بوده که خانواده ای رااز خرید انگور،سرکه وشیره انگور (دوشاب)بی نیاز می کرده .آیا سزاوار است باغ های روستای ما این گونه نابود شوند. مورد آزار دهنده دیگرگروهی اندک از جوانان روستا هستند.قبول دارم جوان موفق یاتانی، مشغول کار وزندگی و زراعت ودامداری وتولید است وکمتر در معرض دید ماقرار داردو، عده کمی که بی کار وبی برنامه اند،بیشتر به چشم می آیند. آیا رواست جوان روستای ما بی برنامه باشد وهر جا ناهنجاری گزارش شد بگویندکار فلانی و فلانی است.فلان آدم های بی کاروعلاف این کار راانجام می دهند. آقای غنی لو دلسوزانه این مطلب را بیان کرده بود ومن دست ایشان را می بوسم.به نظرتان باید چکار کنیم که این ناهنجاری ها در روستای ما به حداقل برسد.راستی خود شما چند مرده حلاجید؟چقدر درس خوانده اید؟چه کار مفیدی بلد هستید؟آیاپدر ومادر شما از شما راضی هستند؟آیا کمک خرج خانواده هستید یا خدای نکرده سربار دیگران هستید؟آیا توانسته اید خود ودیگران را از مواد مخدر دور نگه دارید؟ آفرین برهم ولایتی های خودم.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 13:32  توسط رضا صفري
|
امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی در اصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی از دست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 9:7  توسط رضا صفري
|
سلام...
سلام؛براتون چندتا عکس قشنگ انتخاب کردم تا دراین هوای ناز بهاری از زندگی لذت ببرید.
این عکس تقدیم به جوان هایی که به حیوانات خانگی علاقه دارند.
البته هم ولایتی های ماتوروستای یاتان بهار وتابستان این منظره رامی بینند.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 8:51  توسط رضا صفري
|
سلام
دوستان عزیز پاییز با تمام زیبایی هایش ازراه رسید.پاییز فصل رنگ ها ونعمت ها . فصل انگور وانارفصل دیدار .فصل خاطره ها وشب نشینی ها. آخر تابستان واوایل پاییز اوج کار حاج حسین حیدری راننده مینی بوس روستاظاهراپسرش هم همکاراوست . عزیز خسته نباشی... تابستان امسال نیز پایانی زیبا داشت چون روزهای آخر پاییز اکثر دوستان وآشنایان برای اخرین بهرمندی از لطافت هوای روستا وصفای روستاییان ودیدار آشنایان گردهم آمدند .هرچند من نتوانستم بیایم اما براساس تجربه حدس می زنم پایان شهریور درروستای ما ؛نوروز مهربانی بوده است.
وامروز ما پاییز را با انرژی آغاز کرده ایم بچه هایمان را اززیر قرآن ردکردیم وبه مدرسه فرستادیم . اما شرمنده ،من در پایان شهریور درگیر کارهایی بودم و نتوانستم سری به روستا بزنم واخباری برای دوستانم تهیه نمایم. شرایط کاریم عوض شده و وقت آزادکمتری دارم درخانه هم کامپیوتر ندارم فقط در محل کار ودر زمانی بسیار محدود می توانم به کامپیوتر دسترسی داشته باشم که این باعث افت خدمت رسانی شده است ... امیدوارم شرایط به گونه ای شود که با وقت بیشتر وباآرامش کامل تر بتوانم خدمت نمایم .خدانگهدار
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 11:12  توسط رضا صفري
|
|